Skip to Content



اینکه کودکی کار می‌کند خود داستان تلخ و دردناک است؛ اما کودکی که شغلی سخت و زیان‌آور دارد، تلخی‌اش دوچندان است.

یزدبانو؛ با دیدن آن‌ها بعضی اخم می‌کنند، بعضی به فکر فرو می‌روند و بعضی هم غصه می‌خورند. بعضی بی‌تفاوت می‌گذرند اما آیا این واقعیت را می‌توان نادیده گرفت؟ کودک کار

درگذر از یکی از کارگاه‌های مسگری واقع در یزد کودکانی به چشم می‌خورند که مشغول کار مسگری هستند. اتاقی تاریک و دودگرفته که در کنار آن آتش روشن است و کودکان مشغول به سفیدگری.

در حرفه مسگری بعد از چکش‌کاری ظروف نوبت به سفیدگری می‌رسد؛ در این مرحله سفیدگری ظروف مسی را در تیزاب می‌گذارند تا چربی‌های آن از بین برود و بعد خوب ظرف‌ها را سابیده تا کاملاً تمیز شوند. کودکان در آنجا این کار را انجام می‌دادند.

علی یکی از کودکان مشغول به کار در کارگاه مسگری است. وی به خبرنگار یزدبانو اذعان کرد: 9 ساله هستم و حدود 3 ماه است که در اینجا کار می‌کنم.

وی که در یزد به دنیا آمده است، در رابطه با وضعیت تحصیلی‌اش گفت: مدرسه نمی‌روم و سوادی ندارم و باید کار کنم تا ماهیانه 30 هزار تومان درآمد داشته باشم.

حمید یکی دیگر از کودکان مشغول به کار در کارگاه مس گری است. او درحالی‌که مشغول تیزاب زدن به مس‌ها بود خاطرنشان کرد: 12 ساله هستم، اصالتاً بمی هستم، بعدازآنکه والدینم در زلزله بم فوت کردند عمویم مرا به یزد آورد و در حال حاضر در اینجا مشغول به کار هستم و ماهانه 60 هزار تومان درآمد دارم.

وی با اشاره به اینکه کارم سخت هست اما چاره‌ای ندارم گفت: استادکارم اجازه تحصیل را به من نمی‌دهد.
کودک کار درواقع کودکی است که فصلی از کتاب زندگی‌اش کم شده است. اینکه کودکی کار می‌کند خود داستان تلخ و سرد و دردناک است اما کودکی که شغلی سخت و زیان‌آور دارد، کودکی که در محیطی نامناسب و در فضایی نادرست و ناامن به کاری دشوار و مضر برای سلامتی‌اش مشغول است، تلخی‌اش دوچندان است.

استادکاری که چندان از حضور ما خوشش نیامد و با داد کشیدن بر سر کودکان آن‌ها را به انجام کار فراخواند.

انتهای پیام/ش




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


ویژه زنان ویژه زنان

نکات خانه داری نکات خانه داری