Skip to Content

یادداشت


گریه هایی که در خفا و به دور از چشم دشمنان و دوستان، در خلوتگه خدایی شان جاری می شد؛ همچون رودی پاک و خالص اما باشکوه بود.

 

فخرالسادات میرهدایی

چند هفته پیش، دخترم که چند سالی است شور و شیرین مادری را تجربه می کند،
نالان و نگران از عارضه ای که بر دست کودکش وارد شده بود بی تابی می
کرد. دخترک دخترم از فاصله ی نیم متری به زمین خورده بود و دست نازنينش
مو برداشته بود. چشمان گریان و نگران دخترم و نفس نفس زدن های مادرانه اش
را فراموش نمی کنم. حال من نیز مانند او بود و چنان دلواپس بودیم که حاضر
بودیم خار به دستان ما برود اما فرزند دلبند خانواده مان آسیبی نبیند،
دردی نکشد و اشکی نریزد.
از آن روز هفته ها می گذرد و من هر موقع که به فراخور زمان و مکان و حال
و قالی، یادی از رزمندگان شهید و جانباز دفاع مقدس مان می شود، ناخودآگاه
از حماسه های سلحشوری و پهلوانی این قهرمانان ملی و اسلامی. به حماسه های
صبر و استقامتی که مادران،  همسران و خواهرانشان بر جریده ی تاریخ انقلاب
اسلامی مان ثبت کرده اند پل می زنم و به یاد می آورم :
مادرانی که چگونه در تشییع جنازه فرزند دلبند شهيد شان، محکم و صبورانه
شرکت می کردند، اما نمی گرییدند و حتی دیگران را به صبوری و استقامت بر
ارزش های الهی دعوت می کردند. تازه خبر شهادت دردانه شان را شنیده بودند
و می دیدند که چگونه مردم جنازه عزیز از سفر برگشته شان را بر سر دست
گرفته اند و با خود می برند،  اما بر فراز جایگاه،  خطابه های دلیرانه ای
علیه دشمن دون می خواندند که همه و حتی رفقای رزمنده ی شهدا را از این
صبر و روشنگری های زینبی به شگفتی وا می داشت.
مادرانی که همچون دختر من از ناراحتی فرزندشان،  نگران و نالان می شده
اند در آن صحنه های به یادماندنی شگفتی می ساختند. چرا که فوز عظیم شهادت
و جایگاه رفیع عزیزشان در درگاه الهی را می دانستند. و به خاطر رضای خدا
نمی خواستند که دشمن بعثی و آلت دست مستکبران عالم از ضجه ها و گریه های
مادرانه شان احساس غرور و پیروزی کنند.
 




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


ویژه زنان ویژه زنان

نکات خانه داری نکات خانه داری