Skip to Content

اختصاصی یزدبانو


چند تن از شاعران استان یزد به مناسبت ورود شهدای گمنام به شهر دارالعباده اشعار جدید و قدیم خود را ارسال کردند.

 

به گزارش خبرنگار یزدبانو،  به مناسبت ورود شهدای گمنام به دیار دارالعباده با چند تن از شاعران استان تماس گرفتیم تا اشعار قدیم و جدید خود را در این زمینه در اختیار ما قرار دهند :

دکتر غلامرضا محمدی در وصف شهدا سروده است :

تقدیم به شهدای گمنام
ای پاره پاره، نوگل خنــــــــــــــــــدان کیستـــی؟
ای پر شکسته، مرغ پریشان کیــــــــستــــــی ؟
ای مهربان ستاره، تو را آسمان کجاســـــــــــــت ؟                     

ای ماهپاره، شمع شبستان کیســــــــــــــتی ؟

با ناز، ای غزالِ رها، می روی چه خــــــــــــــوش
ای صید، رسته ، خسته ی پیکان کیســــــــتی ؟
این داغ از کجاســـت چنین استخوان گـــــــــداز
می آیی از کجا؟ زشهیدان کیســـــــــــــــــــتی ؟
عاشقترین سوار! چرا خفته ای خمــــــــــوش ؟
از لشکر که ای و ز گـــــــردان کیســـــــــــــتی ؟
اسطوره ها به نـــام تو تعظیم می کننــــــــــــــد
ای عشق ای فســـانه زدیوان کیســـــــــــــتی؟
آرامش ِکدام دل ِشرحه شــــــــــــــــــرحه ای ؟
روحِ که ای ؟ قرارِ ِکه ای ؟ جان ِکیستـــــــــی ؟
دل می بـــرد زدست ،شمیم بهشــــــــتی ات
ای نور ِدیده ،سروِ خرامانِ کیستــــــــــــــــی ؟

آشفته حـــال، آبله پا، می رسی غریـــــــــــــــب
مجنونِ داغـدار ِبیابان کیستــــــــــــــــــــــــــی؟
ما مانــده چون غبار و تو ره برده تا حبیــــــــب
ای خوش رهیده، دست بدامان کیســــــتی ؟
ای شهره در جهان شرف، بی نشان ِخــــاک
شهرت کجاست ؟ اهل کجا ؟زان کــــیستی ؟
توفان مستی ات همه ، رقص حماسه داشت
در حیرتم که مستِ خمــــــــستان ِکیستی ؟
از نای ِاســــتخوان تو گــــلبانک ارجعی است
پیداســــــــــت ای شهید که قربان ِکیستی ؟
از ناله ای که مــــــیرود از سینه ات ، کــــویر!
پیداست در هوای ِنیستان ِکیســــــــــــــتی
دکتر غلامرضا محمدی کویر

***

عالیه مهرابی در وصف شهدای گمنام سروده است:

گل ریخته ای به بوم نقاشی، تو
بر شانه ی شهر نور می پاشی، تو
هر مادر منتظر می آید، امروز
شاید که جگر گوشه ی او باشی، تو

گل کرده چقدر استخوانت امروز
شد بال فرشته سایبانت امروز
این شهر نشان سرفرازی دارد
از پیکر بی نام و نشانت امروز
*****
هر قطره ی اشک، خانه ی روشن توست
در چشم ترم ترانه ی روشن توست
بی نام و نشان نیستی ای عشق، هنوز
گمنامی تو نشانه ی روشن توست

در هق هق شاخه های پاییز آمد
از غربت سبز آسمان خیز آمد
آن لاله ی بی نشان پرپر، امروز
با کاسه ای از بهار لبریز امد

 

***

طیبه سلمانی نژاد  شاعر ابرکویی دروصف شهدای گمنام سروده است :

تو از قبیله ی نوری وپاک می آیی
بدون پیکری  و بی پلاک می آیی
توبا نشانه ترین قهرمان تاریخی
اگر چه در تن یک مشت خاک می آیی

حرفیم وبه دنبال زبان می گردیم
تیریم وبه دنبال کمان می گردیم
ما در پی خاک نه به دنبال شهید
دنبال شناسنامه مان می گردیم

هرچند  به دنبال مقام و نامیم
بالی نگشوده و کناربامیم
ما در پی جستن شماییم ولی
پیداشده ها شما و ما گمنامیم

***

عرفان دادگر نیا در وصف شهدای گمنام سرود:

این گریه برای غربتت کافی نیست
باید بروی و فرصتت کافی نیست
آخر چه کنیم استخوان هایت را؟
یک قبر، برای وسعتت کافی نیست

***
علی اکبر سلیمانی در وصف شهدای گمنام سرود:

لطف ازلی چه نیک فرجامم کرد /   

فارغ زهر انچه پخته و خامم کرد

میخواست که پاینده و جاوید شوم  /

لطف و کرمش شهید گمنامم کرد

پایان

 




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


ویژه زنان ویژه زنان

نکات خانه داری نکات خانه داری