Skip to Content

یزدبانو/ موج وبلاگی 9و 12 دی(41)


خیلی دلم می خواست به یزد برم و شور و هیجان مردم را از نزدیک ببینم و از دور هم که شده صورت نورانی رهبر رو ببینم.ولی قسمت نشد که برم.اون زمان هنوز تلویزیون رنگی نخریده بودیم.یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم که شبکه 1و2 رو به زور می گرفت چه برسد به شبکه یزد(تابان).

به گزارش یزدبانو، وبلاگ اینجا آزاد به مناسبت 12 دی نوشت : سردار شهید عاصی زاده:شما باید حافظ ولایت فقیه باشید و امام و رهبرمان را مچون نگین انگشتر در میان خود نگه دارید تمام مشکلات مملکت را بدون سروصدا حل کنید و نگذارید این قلب امّت لحظه ای درد بگیرد.

انتشار خبر مسرت بخش سفر قریب الوقوع رهبر و مقتدا و مرادمان به استان یزد شور تازه ای به دلها بخشیده بود.حادثه ای که در تمام طول عمر شاید یکبار اتفاق می افتاد.آیا کسی باور می کرد که در زمستان سرد و در کویر تشنه لاله روید و همه جا سبزه و گل بر خورشید لبخند بزند؟!آیا باور می کردید از آسمان آبی و بدون ابر،باران رحمت ببارد و جان مشتاقان از زلال عشق سیراب گردد؟!

دیروز که بر سر راهت نشسته بودم و آمدنت را لحظه شماری می کردم در این اندیشه بودم روزی که سروش یار از سرزمین وحی گوشها را نوازش دهد که الا یا اهل العالم قد ظهر مهدی آل محمد(ص)؛چگونه بی تاب شده و عنان اختیار از دستم خارج خواهد شد.

رهبرا مقدمت گلباران.

در اینجا خاطره ای از یکی از شهروندان اردکانی را برایتان نقل می کنم.

دیماه سال 86 بود که زمزمه خبر سفر رهبر به استان از گوشه و کنار شهر شنیده می شد.هرکسی این خبر مسرت بخش را می شنید از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید.

خانواده هم هروقت این خبر را شنیدند خیلی خوشحال شدند و هر روز لحظه شماری می کردیم روز موعود فرا رسد،تا اینکه 12 دی فرا رسید.

خیلی دلم می خواست به یزد برم و شور و هیجان مردم را از نزدیک ببینم و از دور هم که شده صورت نورانی رهبر رو ببینم.ولی قسمت نشد که برم.اون زمان هنوز تلویزیون رنگی نخریده بودیم.یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم که شبکه 1و2 رو به زور می گرفت چه برسد به شبکه یزد(تابان).

خلاصه هرجوری بود با مشت و لگد تونستیم شبکه یزد و بگیریم.اونم با چه کیفیتی.صدا که نداشت،تصویر هم بالا و پایین می رفت و برفکی بود.منم با مشت هی می زدم تو سر تلویزیون تا صفحش ثابت بشه .آخر سر هم نتونستیم یه تصویر صاف و صدای خوب داشته باشیم.حرصم در اومد و تلویزیونو خاموش کردم.تا ساعت دو صبر کردیم تا از اخبار شبکه یک سفر رهبری را دنبال کنیم.روز بعدش قرار بود رهبر با طلبه ها دیداری داشته باشند.به خواهر منم که طلبه بود خبر دادند که از اردکان هم طلبه ها را به دیدار رهبری می برند.این خبر رو که شنیدم خیلی حسودیم شد.خواهرم که از دیدار رهبری برگشت ازش پرسیدم چی شد؟رهبرو دیدی؟خواهرم در جواب گفت طلبه های مرد رو صف های جلو نشونده بودند.ماهم صف های آخر سالن نشسته بودیم و فقط عمامه طلبه ها رو می دیدیم.از رهبر هم فقط یه عمامه مشکی می دیدیم.خلاصه سفر رهبری هم به اتمام رسید.پاقدم رهبر اینقدر برای استام ما خوب بود که بعد از رفتنشون اینقدر برف اومد که تا چند هفته برف ها آب نمی شد.

بارالها رایت زیبای انقلاب اسلامی را از دست مجروح ولی امر مسلمین به دست ولی الله اعظم(ارواحنا فداء) تحویل بفرما!

والسلام 




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


ویژه زنان ویژه زنان

نکات خانه داری نکات خانه داری