Skip to Content

رزمنده دوران دفاع مقدس روایت می‌کند


رزمنده تفتی دوران دفاع مقدس گفت: یک روز صبح که منصور طامهری از نگهبانی برگشته بود، بچه ها را برای نماز بیدار می کرد، یکی از همسنگران ما به نام «تورج» که یزدی نبود و آن زمان حدود 40 سال داشت، گفت:« مزاحم من نشو؛ من نماز نمی خوانم».

به گزارش یزدبانو؛ هفته دفاع مقدس بهانه‌ای است که در هیاهوی اخبار و گزارش‌های مختلف بیشتر به سراغ بازماندگان جنگ برویم. اینبار به سراغ  «کاظم دهقانیان نصرآبادی»  رزمنده، راوی و نویسنده دفاع مقدس رفته ایم و از او خواستیم تا متفاوت از دیگران برایمان خاطره بگوید.

کاظم دهقانیان نصرآبادی فرزند عباس و متولد 21 فروردین‌ماه 1343-ش. در روستای نصرآباد پیشکوه است. وی دارای کارشناسی علوم اجتماعی از دانشگاه اصفهان و دبیر بازنشسته هست.

این رزمنده دفاع مقدس یک‌بار در سال چهارم دبیرستان و یک نوبت هم در زمانی که در مدارس شهرستان نائین به تدریس اشتغال داشت، داوطلبانه به مناطق عملیاتی غرب و جنوب کشور عزیمت نمود و حدود چهار ماه در جبهه‌های نبرد حضور داشته است.

این نویسنده تفتی که با تخلص «یزدی» شعر می‌سراید، در کنار تدریس علوم اجتماعی تاکنون موفق به تألیف و چاپ بیش از 40 جلد کتاب شده است.

رزمنده ای که نماز نمی‌خواند!
دهقانیان نصرآبادی در گفتگو با خبرنگار یزدبانو تصریح کرد: کسانی که در جبهه بودند از اقشار مختلف جامعه، با انگیزه‌ها و درجات مختلف اعتقادی بودند. برخی با اعتقاد و یقین بالاتر و برخی پایین تر؛ اما هر چه بود همه برای دفاع از حق آمده بودند.
 
وی در مورد رزمنده‌ای که نماز نمی خواند، اذعان کرد: در جبهه در سنگر گروهی حدود ده نفر با هم  بودیم ولی من با عباس جعفری ندوشن که همکلاسی بودیم و منصور طامهری که شغلش صافکاری و از اهالی محله ی یعقوبی یزد بود، بیشتر دوست بودم. 
 
به یاد دارم یک روز صبح که منصور طامهری از نگهبانی برگشته بود، بچه‌ها را برای نماز بیدار می‌کرد، یکی از همسنگران ما به نام «تورج» که یزدی نبود و آن زمان حدود 40 سال داشت، گفت مزاحم من نشو. من نماز نمی خوانم. طامهری هم گفت: اگر جرأت داری بلند نشو و بلافاصله با تفنگ ژ3 که در دست داشت، چند گلوله به طرف دیوار سنگر شلیک کرد. تورج و دیگر بچه ها با صدای شلیک گلوله از جا پریدند و با مشاهده ی ریزش ماسه های داخل گونی همگی بیرون رفتند.
آن روز تا نزدیک غروب بچه ها مشغول تعمیر و ترمیم سنگر بودند و در حین صحبت‌ها معلوم شد تورج خان، کمک راننده ی اتوبوس است و دو زن دارد که با هم سازگار نیستند و زندگی را برایش به جهنم تبدیل کرده‌اند. او هم برای تنبیه همسران خود گفته است به جبهه می‌روم تا با کشته شدن من شما بیوه شوید و از دست شما راحت شوم.
 
سلام سوسکه
 
وی با بیان خاطره‌ای دیگر ادامه داد: من و تعدادی از بسیجیان داوطلب در بهمن و اسفندماه 1360 به سرپرستی شهید خلیل آواره نخست به گیلانغرب و سپس به تپه‌ی پنج‌در منطقه‌ی بانسیران بزرگ رفتیم. یکی از بچه‌های بسیجی که با هم بودیم، منصور طامهری بود که در صافکاری اتومبیل مهارت داشت و داوطلبانه به جبهه آمده بود. 
 
این جوان بسیجی بسیار شوخ طبع و زرنگ بود. مثلا یکی از کارهایش این بود که پاهای خود بالا می‌کرد و روی دو دست از تپه بالا می‌رفت. در قاطر سواری هم بسیار ماهر بود. یک روز جلوی سنگر اجتماعی نشسته بودیم و با آجیل‌های اهدایی مردم خوب ایران خود را سرگرم کرده بودیم که جوانی حدود 25 ساله که دوربین دیده‌بانی به گردن خود آویخته بود، نزد ما آمد و گفت: می خواهم به تپه ی یک (که حدود 400 متر جلوتر از ما بود)، بروم. ممکن است مرا راهنمایی کنید؟ منصور طامهری هم که عاشق چنین کارهایی بود و هیچ اطلاعی از مسیر و منطقه نداشت، گفت: برادر خودم شما را به تپه‌ی یک می‌برم و بعد گفت دهقانیان اسلحه‌ات بردار و همراه من شو. من هم پا در رکاب حرکت کردیم. اما از آنجایی که اصلا با منطقه آشنایی نداشتیم، آن رزمنده ی فلک زده را دقیقا از مسیری عبور دادیم که در تیررس دشمن بود. به هر تقدیر و به لطف الهی سالم به خط مقدم رسیدیم که می‌توانستیم نیروهای عراقی را با چشم غیر مسلح ببینیم. فرد مذکور با حالتی ناراحت و خشمگین رو به منصور کرد و گفت : برادرم کاری که بلد نیستی قبول مکن و راهی که نمی شناسی مرو. سپس با تشکر از ما فورا به سنگر دیده بانی رفت و به انجام وظیفه مشغول شد. 
 
پس از خداحافظی منصور طامهری گفت: حالا که اینقدر به دشمن نزدیک شدیم بیا کمی سر به سرشان بگذاریم. سپس به محل مناسبی رفتیم و او سر خود را از پشت صخره‌ی کوچکی بیرون کرد و در حالی که دست‌های خود را مثل دو تا گوش روی سر گذاشته بود با صدای بلند گفت: سلام سوسکه!! چیزی نگذشت که تک تیراندازهای عراقی محل اختفای ما را به رگبار گرفتند و ما هم فرار کردیم.
 
انتهای پیام/ش



رای شما
میانگین (2 آرا)
The average rating is 5.0 stars out of 5.


ویژه زنان ویژه زنان

نکات خانه داری نکات خانه داری