Skip to Content



هفته نامه افق کویر بافق در گزارشی با عنوان «رضا تشکری پسر 7.5 ساله بافقی که 30 سال از گمشدنش می گذرد» به تهیه کنندگی 'الهام نصیرزاده'، انتظار 30 ساله مادری برای دیدن فرزندش را روایت کرده است.

به گزارش یزدبانو؛ در این گزارش آمده است: رضا تشکری بافقی متولد 19 فروردین 1359، فرزند کاظم، ساکن محله آب شاهی یزد، کوچه بنیاد، مسجد امام حسن (ع)، صبح روز 9 آذر سال 1366 طبق روال همیشه از مادر خداحافظی می کند و به مدرسه می رود، ولی هرگز به خانه بر نمی گردد.
فاطمه افضلی مبارکه، مادر رضا آن زمان دارای سه فرزند به نام های طاهره، رضا و ثریا بوده است.
وی در مورد واقعه روزی که پسرش گم شده گفت: همراه مادر شوهرم برای خرید به بازار رفته بودیم موقع برگشت به منزل برادرشوهرم به ما گفت طاهره دخترم از مدرسه بازگشته است؛ اما رضا نیامده هر چه به دنبالش گشتیم و از همسایه و اطرافیان پرس وجو کردیم از رضا خبری نشد.
تا اینکه به نزد یکی ازهمکلاسی هایش به نام ' کاظم پور ' رفتیم او گفت هنگام برگشت از مدرسه کنار تیر چراغ برق سر کوچه تان یک خودرو پیکان زرد رنگ ایستاده و راننده آن که موهای بلند فرفری داشته رضا را سوار و با خودبرده است.
در همان روزها شخصی با موهای فرفری به منزل ما آمد و خود را مأمور امنیتی معرفی کرد؛اصلاً حال خوبی نداشتیم و توجهی نکردیم، گفت: فرزندتان گمشده است آیا آدرسی دارید؟ ما شروع کردیم از تمامی آدرسهایی که داشتیم صحبت کردن از درخت توت و ...... که به ما گفت به پلیس هیچ حرفی نزنید.
مدتها بعد به ما گفتند آن شخص خود سارق بوده و شبانه بچه را درون صندوق عقب گذاشته، از شهر خارج و به تفت برده است؛ اصلاً حالم خوب نبود. برای جستجوی فرزندم به تفت رفتیم اجازه ندادند من از خودرو پیاده شوم و خودشان برای جستجوی رضا رفتند.
بعداً متوجه شدیم شخص مو فرفری که نزد ما آمده است پسرعمه' غ- ز' بوده و 'غ- ز' سارق 9 کودک بود که آنها را مورد تجاوز قرار داده و به قتل رسانده بود. این شخص در همان سالها در چهارراهی در یزد اعدام شده بود که بعدها میدان اعدام (چهار راه مهدیه) نام گرفت.
من پس از این اتفاقات آرام و قرار نداشتم. دائم داخل کوچه بودم. هر فردی داخل کوچه می آمد به آن شک داشتم و با آن دعوا می کردم. در همین حین به بیماری سرطان دچار گردیدم سر سال مفقودی پسرم مرا عمل کردند.
آن سالها برای جستجوی رضا به تهران، بندر و شهرهای دیگر رفتیم اما اثری از وی نیافتیم به همراه فرزند من دو فرزند دیگر هم دزدیده شده بودند؛ اما جسد آنها پیدا شد که یکی از همان جسدها در چاهی در تفت بود.
10 سال بعد روزنامه ایران با ما تماس گرفت و از ما خواست تا به تهران برویم که پسری پیدا شده تا شناسایی کنیم.
در ادامه مادر رضا توضیحاتی درباره بیماری فرزندش داد و گفت: رضا که به دنیا آمد قلبش بزرگتر و سمت چپ قفسه سینه بالاتر از سمت راست بود و از همان ابتدا تحت درمان پزشک قرار گرفت و به لطف خدا و ائمه اطهار(ع) بهبود یافت.
بعد از آن روزها خدا فرزند پسری به ما عطا کرد که نامی وی را محمدرضا گذاشتیم.
این مادر دلشکسته در حالیکه هنوز امید به دیدار فرزندش دارد به بیان مشخصه های رضا پرداخت و از همه کسانی که نشانی از وی دارند خواست اطلاع دهند و مادری را از این چشم انتظاری بیرون بیاورند.
وی وجود بخیه ناشی از تصادف در پیشانی رضا را نشانه خوبی برای شناسایی او دانست .
این مادر دلشکسته پس از 30 سال همچنان چشم به راه فرزند خود است و از همه مردم استان و هموطنان ایرانی خواست اگر نشانه ای از فرزندش پیدا شد اطلاع دهند. 

انتهای پیام/ص




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


ویژه زنان ویژه زنان

نکات خانه داری نکات خانه داری